اهداف رسانه؛ چرا و برای چه دیده شویم

اهداف رسانه‌ای برند

نکات کلیدی

_
  • هدف رسانه یک لایه بالاتر از هدف تولید محتواست؛ جواب می‌دهد «برای چه دیده شویم؟»
  • بدون هدف مشخص، تیم محتوا وارد چرخه ایده‌های پراکنده می‌شود
  • اهداف رایج: آگاهی، اعتمادسازی، اعتبار تخصصی، جذب لید و فروش
  • هر هدف، ستون محتوایی و شاخص سنجش مخصوص خودش را می‌خواهد
  • در هر دوره فقط یک یا دو هدف اصلی داشته باشید، نه همه چیز هم‌زمان

فهرست مطالب

01

هدف رسانه‌ای برند یعنی چه؟

_

هدف رسانه با هدف تولید محتوا فرق دارد

هدف تولید محتوا معمولاً به خروجی نزدیک است: مقاله بنویسیم، ویدیو بسازیم، خبرنامه بفرستیم یا در شبکه‌های اجتماعی فعال باشیم. اما هدف رسانه‌ای یک لایه بالاتر است. هدف رسانه‌ای می‌گوید این خروجی‌ها در کنار هم قرار است چه تصویری از برند بسازند و مخاطب را به کدام نقطه نزدیک کنند. مثلاً ممکن است یک برند با تولید محتوای آموزشی بخواهد اعتماد بسازد، در حالی که برند دیگر با همان فرم محتوا دنبال ساخت اعتبار تخصصی است. به زبان ساده، هدف رسانه‌ای جواب سؤال «برای چه دیده شویم؟» است. دیده شدن اگر مقصد نداشته باشد، فقط مصرف انرژی است. یک محتوا ممکن است بازدید بگیرد، اما اگر به هدف رسانه‌ای برند وصل نباشد، اثر ماندگار کمی می‌گذارد. برای همین در استراتژی رسانه‌ای، اول مقصد را روشن می‌کنیم و بعد درباره مسیر و ابزار حرف می‌زنیم.

رسانه برند باید به یک نتیجه قابل توضیح برسد

اگر از مدیر یک برند بپرسیم رسانه شما قرار است چه کاری انجام دهد و جواب فقط «می‌خواهیم فعال باشیم» باشد، هنوز هدف واقعی مشخص نشده است. فعال بودن با اثر داشتن فرق دارد. برند باید بتواند بگوید رسانه ما قرار است مثلاً مخاطب را با مسئله آشنا کند، اعتماد اولیه بسازد، تخصص ما را نشان دهد، فروش را آسان‌تر کند یا رابطه با مشتری فعلی را زنده نگه دارد. وقتی نتیجه قابل توضیح باشد، تولید محتوا هم جهت می‌گیرد.
02

چرا بدون هدف رسانه‌ای، محتوا پراکنده می‌شود؟

_

تیم محتوا هر روز دنبال ایده تازه می‌گردد

وقتی هدف رسانه‌ای مشخص نیست، تیم محتوا معمولاً با این سؤال شروع می‌کند: «این هفته درباره چی محتوا بذاریم؟» این سؤال به ظاهر عملی است، اما اگر پشت آن هدف وجود نداشته باشد، تیم وارد چرخه ایده‌های پراکنده می‌شود. یک روز آموزش، یک روز تبلیغ، یک روز پشت صحنه، یک روز ترند بازار و یک روز معرفی محصول؛ بدون اینکه معلوم باشد این‌ها کنار هم چه تصویری از برند می‌سازند. هدف رسانه‌ای مثل قطب‌نما عمل می‌کند. قرار نیست خلاقیت را محدود کند؛ اتفاقاً کمک می‌کند خلاقیت در مسیر درست خرج شود. وقتی می‌دانیم هدف اصلی اعتمادسازی است، از بین ده‌ها ایده، آن‌هایی را انتخاب می‌کنیم که تردید مخاطب را کم می‌کنند. وقتی هدف آگاهی از برند است، سراغ محتواهایی می‌رویم که برند را برای مخاطب تازه قابل فهم می‌کنند. هدف خوب، ایده‌ها را غربال می‌کند.

کانال‌ها جای استراتژی را می‌گیرند

بدون هدف، برندها خیلی زود کانال‌محور می‌شوند. یعنی به جای اینکه بپرسند «چه هدفی داریم؟»، می‌پرسند «در کدام شبکه فعال باشیم؟» یا «چند ویدیو در ماه بسازیم؟» کانال مهم است، اما کانال تصمیم دوم است. اول باید بدانیم چرا می‌خواهیم دیده شویم و بعد انتخاب کنیم کدام کانال به آن هدف کمک می‌کند. سایت، شبکه اجتماعی، خبرنامه، ویدیو، پادکست یا روابط عمومی هرکدام نقش متفاوتی دارند.
03

انواع اهداف رسانه‌ای برند

_

همه برندها دنبال یک هدف نیستند

هدف رسانه‌ای برای همه برندها یکسان نیست. یک برند تازه شاید اول نیاز دارد شناخته شود. یک برند خدماتی شاید بیشتر باید اعتماد بسازد. یک شرکت تخصصی شاید نیاز دارد اعتبار فکری و کارشناسی خود را نشان دهد. یک فروشگاه آنلاین شاید باید تردید خریدار را کم کند. یک مدیرعامل یا مشاور شاید با رسانه دنبال ساخت برند شخصی و اعتماد تخصصی باشد. بنابراین قبل از تولید، باید نوع هدف را تشخیص داد.

هدف‌ها می‌توانند کنار هم باشند اما نه هم‌زمان با یک وزن

یک برند ممکن است هم آگاهی بخواهد، هم اعتماد، هم لید و هم فروش. اما مشکل زمانی شروع می‌شود که همه این‌ها هم‌زمان و با یک وزن دنبال شوند. در هر دوره باید اولویت مشخص باشد. مثلاً در سه ماه اول هدف اصلی می‌تواند آگاهی و اعتماد باشد، بعد از آن جذب لید پررنگ‌تر شود. این اولویت کمک می‌کند تقویم محتوایی و شاخص‌های ارزیابی واقع‌بینانه‌تر طراحی شوند. جدول زیر معنی ساده و نمونه محتوای مناسب هر هدف را نشان می‌دهد:
هدف رسانه‌ایمعنی سادهنمونه محتوای مناسب
آگاهی از برندمخاطب بفهمد ما وجود داریم و چه کاری انجام می‌دهیممحتوای معرفی مسئله، روایت برند، حضور در رسانه‌ها
اعتمادسازیمخاطب حس کند برند قابل اتکاستتجربه مشتری، پشت صحنه، توضیح فرایند، پاسخ به تردیدها
اعتبار تخصصیبرند در حوزه خودش صاحب نگاه و تجربه دیده شودتحلیل بازار، محتوای تخصصی ساده‌شده، نظر کارشناسی
جذب لیدمخاطب علاقه‌مند به گفت‌وگو یا دریافت پیشنهاد شودراهنماهای کاربردی، نمونه‌کار، فرم ارزیابی، دعوت به گفت‌وگو
فروش یا تبدیلمخاطب به تصمیم خرید نزدیک شودمقایسه، پاسخ به اعتراضات، معرفی محصول یا خدمت، CTA روشن
حفظ رابطهمخاطب فعلی با برند در ارتباط بماندخبرنامه، آموزش استفاده بهتر، به‌روزرسانی، محتوای اختصاصی
04

هدف آگاهی از برند؛ مخاطب اول باید شما را بشناسد

_

شناخته شدن یعنی فهمیده شدن، نه فقط دیده شدن

آگاهی از برند فقط این نیست که نام برند چند بار جلوی چشم مخاطب بیاید. آگاهی درست یعنی مخاطب بفهمد برند در چه حوزه‌ای است، برای چه مشکلی راه‌حل دارد و چرا باید در ذهنش بماند. اگر مخاطب نام شما را ببیند اما نداند دقیقاً چه کاری می‌کنید یا چه تفاوتی دارید، آگاهی عمیقی شکل نگرفته است. برای آگاهی از برند، محتوا باید ساده، توضیح‌دهنده و قابل اشتراک باشد. مقاله‌های پایه، ویدیوهای آموزشی کوتاه، روایت‌های ساده از مسئله بازار، حضور در رسانه‌های مرتبط و محتواهایی که برند را به یک موضوع مهم وصل می‌کنند، می‌توانند به این هدف کمک کنند. در این مرحله نباید انتظار داشت هر محتوا مستقیم بفروشد؛ هدف این است که برند وارد ذهن مخاطب شود.

چه زمانی آگاهی هدف اصلی است؟

وقتی برند تازه است، وارد بازار جدیدی شده، خدمتش برای مخاطب ناآشناست یا رقبا ذهن مخاطب را گرفته‌اند، آگاهی از برند می‌تواند هدف اصلی باشد. در این حالت، تولید محتوای خیلی فروش‌محور زود است؛ چون مخاطب هنوز نمی‌داند با چه کسی طرف است. رسانه باید اول مسئله، جایگاه و ارزش برند را روشن کند.
05

هدف اعتمادسازی؛ مخاطب قبل از خرید باید خیال راحت‌تری داشته باشد

_

 

اعتماد با ادعا ساخته نمی‌شود

 

بسیاری از برندها در محتوا زیاد ادعا می‌کنند: بهترینیم، حرفه‌ایم، متفاوتیم، کیفیت بالایی داریم. اما اعتماد معمولاً با ادعا ساخته نمی‌شود؛ با نشانه ساخته می‌شود. مخاطب باید فرایند، تجربه، شفافیت، پاسخگویی، نمونه، نگاه تخصصی و رفتار انسانی برند را ببیند. رسانه برند جایی است که این نشانه‌ها به مرور ساخته می‌شوند.
محتوای اعتمادساز می‌تواند شامل تجربه مشتری، توضیح فرایند کار، پشت صحنه، پاسخ به سوالات سخت، مقایسه صادقانه، نمایش محدودیت‌ها، معرفی تیم، توضیح کیفیت و آموزش‌های واقعی باشد. در برندهای خدماتی، اعتمادسازی حتی از معرفی خدمت مهم‌تر است؛ چون مخاطب چیزی را می‌خرد که قبل از خرید کامل نمی‌تواند لمسش کند.

 

اعتمادسازی یک هدف بلندمدت است

 

اعتماد با یک پست یا یک مقاله ساخته نمی‌شود. رسانه باید در طول زمان رفتار یکدست و قابل پیش‌بینی داشته باشد. اگر امروز آموزشی و صادقانه حرف بزند و فردا فقط فشار فروش بیاورد، مخاطب گیج می‌شود. هدف اعتمادسازی باید در ستون‌های محتوایی، لحن برند، پاسخ به مخاطب و حتی CTAها دیده شود.

06

هدف اعتبار تخصصی؛ برند باید صاحب نگاه دیده شود

_

تخصص اگر ساده نشود، دیده نمی‌شود

بعضی برندها واقعاً تخصص دارند اما رسانه‌شان این تخصص را خوب نشان نمی‌دهد. یا خیلی پیچیده حرف می‌زنند و مخاطب عام نمی‌فهمد، یا آن‌قدر ساده می‌کنند که عمق کارشان دیده نمی‌شود. هدف اعتبار تخصصی یعنی برند بتواند تجربه، تحلیل و نگاه خودش را طوری بیان کند که هم قابل فهم باشد و هم سطحی نشود. برای ساخت اعتبار تخصصی، محتوا باید فراتر از توضیح‌های عمومی برود. تحلیل بازار، نقد یک باور رایج، توضیح یک مسئله پیچیده به زبان ساده، گزارش تجربه، چارچوب‌های اختصاصی و پاسخ به سوالات جدی مخاطب می‌تواند برند را صاحب نگاه نشان دهد. این هدف برای برندهای B2B، مشاوران، شرکت‌های تخصصی، مدیران و آموزش‌دهنده‌ها بسیار مهم است.

اعتبار تخصصی به فروش غیرمستقیم کمک می‌کند

وقتی مخاطب چند بار از یک برند تحلیل دقیق و قابل فهم می‌بیند، کم‌کم آن برند را به عنوان مرجع می‌شناسد. این اعتماد تخصصی فروش را مستقیم و فوری نمی‌کند، اما تصمیم خرید را آسان‌تر می‌کند. مخاطب وقتی به مرحله انتخاب می‌رسد، برندی را جدی‌تر می‌گیرد که قبلاً از طریق رسانه، فکر و تجربه‌اش را دیده است.
07

هدف جذب لید و فروش؛ رسانه چطور به کسب‌وکار وصل می‌شود؟

_

لید فقط فرم پر کردن نیست

جذب لید یعنی مخاطب علاقه‌مند یک قدم جلوتر بیاید؛ مثلاً فرم ارزیابی پر کند، درخواست جلسه بدهد، فایل راهنما دانلود کند، در خبرنامه عضو شود یا درباره خدمت سوال بپرسد. رسانه اگر فقط آموزش بدهد اما هیچ مسیر بعدی نداشته باشد، ممکن است فرصت‌های خوب را از دست بدهد. برای همین هدف لید باید با CTA، صفحات فرود و مسیر پیگیری هماهنگ باشد. فروش هم همیشه به معنی تبلیغ مستقیم نیست. گاهی محتوا باید اعتراض‌های ذهنی مخاطب را پاسخ دهد، تفاوت خدمت را توضیح دهد، نمونه نتیجه نشان دهد یا ریسک تصمیم را کم کند. محتوای فروش اگر بدون اعتمادسازی منتشر شود، خشک و فشارآور می‌شود. اما اگر بعد از آگاهی و اعتماد بیاید، طبیعی‌تر و موثرتر است.

هدف فروش نباید کل رسانه را ببلعد

اگر همه محتواها فقط فروش‌محور باشند، رسانه برند خیلی زود شبیه کاتالوگ یا تبلیغ دائمی می‌شود. مخاطب امروز معمولاً قبل از خرید نیاز به فهم، اعتماد و رابطه دارد. بنابراین حتی اگر هدف نهایی فروش است، رسانه باید تعادل داشته باشد: آموزش، اعتماد، اعتبار، تجربه و پیشنهاد. فروش نتیجه یک مسیر است، نه فقط تکرار CTA.
08

چطور هدف رسانه‌ای را برای برند خودمان مشخص کنیم؟

_

از مسئله واقعی برند شروع کنیم

برای تعیین هدف رسانه‌ای، اول باید مسئله واقعی برند را بشناسیم. آیا مردم برند را نمی‌شناسند؟ آیا می‌شناسند اما اعتماد ندارند؟ آیا اعتماد دارند اما تفاوت برند را نمی‌فهمند؟ آیا محتوا زیاد منتشر می‌شود اما لید نمی‌آورد؟ آیا فروش اتفاق می‌افتد اما رابطه بعد از خرید قطع می‌شود؟ هرکدام از این مسئله‌ها هدف متفاوتی می‌خواهد. بهتر است هدف رسانه‌ای را با چند سؤال ساده شروع کنیم: مخاطب الان درباره ما چه چیزی نمی‌داند؟ چه تردیدی دارد؟ چه چیزی باعث می‌شود ما را جدی نگیرد؟ قبل از خرید چه اطلاعاتی لازم دارد؟ بعد از خرید چه ارتباطی باید ادامه پیدا کند؟ پاسخ این سؤال‌ها نشان می‌دهد رسانه باید روی کدام هدف تمرکز کند.

هدف باید به محتوا و شاخص تبدیل شود

هدف اگر فقط در حد جمله بماند، به درد اجرا نمی‌خورد. باید مشخص شود برای این هدف چه ستون‌های محتوایی لازم است، چه فرم‌هایی مناسب است، کدام کانال‌ها اولویت دارند و با چه شاخص‌هایی نتیجه سنجیده می‌شود. مثلاً اگر هدف اعتمادسازی است، ستون تجربه مشتری و پاسخ به تردیدها باید در تقویم دیده شود و شاخص‌هایی مثل ذخیره، اشتراک‌گذاری، سوالات مخاطب و کیفیت درخواست‌ها بررسی شود.
09

شاخص‌های سنجش اهداف رسانه‌ای

_

هر هدف، عدد و نشانه خودش را دارد

اشتباه رایج این است که همه محتواها با یک شاخص سنجیده شوند. اگر هدف آگاهی است، reach، impressions، رشد جستجوی نام برند و افزایش مخاطب جدید مهم است. اگر هدف اعتماد است، ذخیره، اشتراک‌گذاری، زمان ماندن، پاسخ‌های کیفی و پیام‌های مخاطب مهم‌تر می‌شود. اگر هدف لید است، نرخ تبدیل و کیفیت درخواست‌ها اهمیت دارد. اگر هدف اعتبار تخصصی است، ارجاع، ذکر شدن، دعوت به گفت‌وگو و بازخورد متخصصان هم مهم است. تحلیل درست کمک می‌کند برند بفهمد کدام نوع محتوا واقعاً کار می‌کند. شاید یک محتوای ساده بازدید زیادی بگیرد اما اثر کمی روی اعتماد داشته باشد. شاید یک مقاله تخصصی بازدید متوسط داشته باشد اما مخاطب دقیق‌تری جذب کند. بدون شاخص مناسب، تیم محتوا ممکن است به سمت اعدادی برود که جذاب‌اند اما به هدف اصلی کمک نمی‌کنند.

کیفیت را کنار کمیت ببینیم

داده‌های کمی لازم‌اند، اما کافی نیستند. کامنت‌ها، سوالات مخاطبان، نوع درخواست‌ها، کیفیت گفت‌وگوها و بازخورد تیم فروش هم باید دیده شود. گاهی یک محتوای کم‌ویو باعث گفت‌وگوی جدی با مشتری مهم می‌شود. رسانه برند فقط با داشبورد عددی فهمیده نمی‌شود؛ باید نشانه‌های کیفی هم کنار عددها خوانده شوند.
10

اشتباهات رایج در هدف‌گذاری رسانه برند

_

هدف‌های زیاد و مبهم

اولین اشتباه این است که برند هم‌زمان همه چیز را می‌خواهد: آگاهی، اعتماد، لید، فروش، اعتبار، استخدام، برند شخصی و روابط عمومی. داشتن چند هدف بد نیست، اما باید اولویت مشخص باشد. اگر همه چیز مهم باشد، هیچ چیز واقعاً مهم نیست. برای هر دوره باید یک یا دو هدف اصلی و چند هدف فرعی تعریف شود.

قضاوت با شاخص اشتباه

اشتباه دوم، سنجیدن هدف با شاخص اشتباه است. مثلاً محتوای اعتمادساز را فقط با ویو بسنجیم یا محتوای آگاهی‌بخش را فقط با تعداد لید بررسی کنیم. هر محتوا باید بر اساس نقشی که در مسیر رسانه دارد قضاوت شود. اگر هدف اشتباه سنجیده شود، تیم به مرور تصمیم‌های غلط می‌گیرد و محتوای مناسب را کنار می‌گذارد.

جمع‌بندی

اهداف رسانه‌ای برند نقطه شروع مسیر کوچینگ رسانه‌ای هستند. قبل از استراتژی محتوا، تقویم، تولید، طراحی و تحلیل باید بدانیم رسانه قرار است چه نتیجه‌ای بسازد. برند ممکن است دنبال آگاهی، اعتماد، اعتبار تخصصی، لید، فروش یا حفظ رابطه باشد؛ اما هرکدام از این اهداف مسیر، محتوا، کانال و شاخص متفاوتی می‌خواهند.

اگر هدف رسانه‌ای روشن باشد، محتوا از حالت پراکنده خارج می‌شود. تیم می‌داند چرا تولید می‌کند، چه چیزی را اولویت می‌دهد، چه شاخص‌هایی را می‌سنجد و چطور مسیر را اصلاح می‌کند. رسانه برند وقتی اثرگذار می‌شود که فقط بیشتر دیده نشود؛ درست‌تر، هدفمندتر و قابل اعتمادتر دیده شود.

پرسش‌های متداول

_

امکان درج دیدگاه بسته شده است