تحلیل رقبا در محتوا؛ یادگیری بدون کپی‌کاری

تحلیل رقبا در محتوا و رسانه

نکات کلیدی

_
  • تحلیل رقبا یعنی فهم جای خالی بازار، نه کپی کردن عنوان، فرم یا لحن رقبا.
  • رقیب رسانه‌ای فقط فروشنده‌ی مشابه نیست؛ هر برند یا فردی که توجه مخاطب مشترک را می‌گیرد بازیگر مهم است.
  • خروجی تحلیل باید به تصمیم برسد: چه چیزی را بگوییم، از چه چیزی دوری کنیم، در کدام کانال.
  • تحلیل کم‌عمق روی ده‌ها برند، بهتر از تحلیل عمیق روی ۳ تا ۵ رقیب و مرجع اصلی نیست.
  • هر مشاهده از رقبا باید در نهایت به ایده، ستون محتوایی یا تصمیم تقویمی وصل شود.

فهرست مطالب

01

تحلیل رقبا در محتوا و رسانه یعنی چه؟

_

رقیب فقط کسی نیست که محصول مشابه می‌فروشد

وقتی از رقیب حرف می‌زنیم، معمولاً ذهن‌مان می‌رود سمت کسب‌وکارهایی که محصول یا خدمت مشابه دارند. اما در تحلیل رسانه‌ای، رقیب فقط رقیب فروش نیست. هر برندی که توجه مخاطب مشترک را می‌گیرد، به سوالات او جواب می‌دهد، در ذهن او مرجع می‌شود یا روی برداشت او از بازار اثر می‌گذارد، از نظر رسانه‌ای رقیب یا حداقل بازیگر مهم است.

مثلاً یک شرکت خدماتی ممکن است در فروش مستقیم با چند شرکت مشخص رقابت کند، اما در رسانه با وبلاگ‌های آموزشی، پیج‌های تخصصی، مدیران شناخته‌شده، پادکست‌ها، خبرنامه‌ها و حتی رسانه‌های خبری حوزه‌ی خودش روبه‌رو باشد. مخاطب وقت و توجه محدودی دارد. تحلیل رقبا کمک می‌کند بفهمیم این توجه الان کجا مصرف می‌شود و برند ما چطور می‌تواند سهم معناداری از آن بگیرد.

تحلیل رقبا باید به تصمیم برسد

تحلیل رقبا اگر فقط به جمع‌کردن اسکرین‌شات و لینک ختم شود، فایده کمی دارد. خروجی تحلیل باید به تصمیم برسد: کدام موضوعات را باید پوشش دهیم؟ از کدام زاویه‌ها دوری کنیم؟ کدام کانال‌ها برای ما اولویت دارند؟ چه لحنی در بازار تکراری شده؟ مخاطب کجا هنوز جواب خوب نگرفته؟ این تصمیم‌ها بعداً وارد ستون‌های محتوایی، ایده‌پردازی و تقویم می‌شوند.

02

چرا تحلیل رقبا قبل از تولید محتوا لازم است؟

_

برای اینکه محتوای تکراری نسازیم

بازار محتوا شلوغ است. درباره خیلی از موضوعات قبلاً ده‌ها مقاله، ویدیو و پست تولید شده است. اگر برند بدون بررسی رقبا وارد تولید شود، احتمال دارد همان حرف‌های تکراری را با کمی تغییر بیان کند. چنین محتوایی شاید از نظر فنی بد نباشد، اما دلیل روشنی برای توجه مخاطب نمی‌سازد. تحلیل رقبا کمک می‌کند بفهمیم چه چیزهایی زیاد گفته شده و کجا هنوز فرصت تازه وجود دارد.

گاهی فرصت در موضوع جدید نیست، در زاویه‌ی جدید است. ممکن است همه رقبا درباره‌ی استراتژی محتوا نوشته باشند، اما کسی به زبان ساده توضیح نداده باشد که این استراتژی چطور به هدف رسانه‌ای برند وصل می‌شود. یا همه درباره‌ی شناخت مخاطب حرف زده باشند، اما کسی به خطاهای رایج در تقویم اشاره نکرده باشد. تحلیل رقبا چنین خلأهایی را نشان می‌دهد.

برای اینکه از آزمون و خطای کور کم کنیم

تحلیل رقبا قرار نیست جای تجربه‌ی خود برند را بگیرد، اما می‌تواند آزمون و خطای کور را کم کند. وقتی می‌بینیم در یک بازار چه نوع محتواهایی بیشتر سوال ایجاد کرده، چه فرم‌هایی بهتر توضیح داده‌اند، کدام پیام‌ها تکراری شده‌اند و مخاطب به چه چیزهایی واکنش نشان داده، با چشم بازتری تقویم و ستون‌های محتوایی را می‌چینیم. این کار باعث می‌شود انرژی تیم در مسیر دقیق‌تری خرج شود.

03

چه رقبایی را باید بررسی کنیم؟

_

رقبای مستقیم، غیرمستقیم و رسانه‌ای

برای تحلیل درست، بهتر است رقبا را چند دسته کنیم. رقبای مستقیم همان برندهایی هستند که محصول یا خدمت مشابه دارند و مخاطب ممکن است بین شما و آن‌ها انتخاب کند. رقبای غیرمستقیم شاید راه‌حل متفاوتی برای همان مسئله ارائه دهند. رقبای رسانه‌ای هم کسانی هستند که شاید فروشنده‌ی مستقیم نباشند، اما در ذهن مخاطب مرجع یا منبع اطلاعاتی محسوب می‌شوند.

اگر فقط رقبای مستقیم را ببینیم، بخشی از تصویر را از دست می‌دهیم. مخاطب قبل از خرید فقط فروشنده‌ها را بررسی نمی‌کند؛ مقاله می‌خواند، ویدیو می‌بیند، نظر افراد متخصص را دنبال می‌کند و از تجربه‌ی دیگران اثر می‌گیرد. بنابراین تحلیل رسانه‌ای باید فراتر از لیست رقبا در بازار فروش باشد.

همه رقبا ارزش تحلیل عمیق ندارند

قرار نیست ده‌ها برند را با یک عمق بررسی کنیم. بهتر است چند رقیب اصلی و چند مرجع رسانه‌ای مهم انتخاب شوند. معیار انتخاب می‌تواند نزدیکی به مخاطب هدف، کیفیت محتوای منتشرشده، سهم ذهنی در بازار، جایگاه سئو، قدرت شبکه‌های اجتماعی، حضور رسانه‌ای مدیران یا میزان اعتماد مخاطبان باشد. تحلیل کم اما دقیق بهتر از تحلیل زیاد و سطحی است.

04

در تحلیل محتوای رقبا چه چیزهایی را بررسی کنیم؟

_

پیام، ستون‌ها و موضوعات اصلی

اولین بخش تحلیل، فهمیدن پیام و ستون‌های محتوایی رقیب است. باید ببینیم رقیب بیشتر درباره‌ی چه موضوعاتی حرف می‌زند، چه مسئله‌ای را پررنگ می‌کند، چه وعده‌ای می‌دهد و از چه زاویه‌ای وارد ذهن مخاطب می‌شود. آیا بیشتر آموزشی است؟ بیشتر فروش‌محور است؟ روی تخصص تأکید دارد یا تجربه‌ی مشتری؟ از مدیران و چهره‌های برند استفاده می‌کند یا برند بی‌چهره است؟

این بررسی کمک می‌کند جایگاه رسانه‌ای رقبا را بفهمیم. ممکن است یک رقیب در آموزش پایه قوی باشد، دیگری در نمونه‌کار و تجربه‌ی مشتری، و سومی در تحلیل تخصصی. برند ما لازم نیست همه‌ی مسیرها را کپی کند. باید تصمیم بگیرد کدام جایگاه برای خودش درست‌تر است و کدام بخش بازار هنوز پاسخ کامل نگرفته است.

کانال، فرم، لحن و CTA

بعد از موضوعات، باید کانال‌ها و فرم‌ها بررسی شوند. رقبا بیشتر از سایت استفاده می‌کنند یا شبکه‌های اجتماعی؟ مقاله‌ی عمیق دارند یا ویدیوهای کوتاه؟ خبرنامه، پادکست، وبینار، روابط عمومی یا گزارش تخصصی دارند؟ لحن‌شان رسمی است یا صمیمی؟ CTAهای‌شان مستقیم فروش است یا دعوت به گفت‌وگو، دانلود فایل، ثبت‌نام یا مطالعه‌ی بیشتر؟ این جزئیات نشان می‌دهد رقبا چطور مسیر ارتباط با مخاطب را طراحی کرده‌اند.

بعد تحلیلسوال‌های مهمخروجی قابل استفاده
پیام برندرقیب چه حرف اصلی را تکرار می‌کند؟شناخت جایگاه و وعده‌ی رسانه‌ای رقیب
ستون‌های محتوابیشتر درباره‌ی چه موضوعاتی محتوا دارد؟پیدا کردن خلأها و موضوعات اشباع‌شده
کانال‌هادر سایت، شبکه‌ی اجتماعی، خبرنامه یا رسانه‌ها چقدر فعال است؟انتخاب کانال‌های اولویت‌دار برای برند
فرم محتوامقاله، ویدیو، پادکست، اسلاید یا گزارش استفاده می‌کند؟تصمیم درباره‌ی فرم مناسب هر پیام
لحنرسمی، آموزشی، صمیمی، تبلیغاتی یا تخصصی است؟تعریف لحن متفاوت و مناسب برند
CTAمخاطب را به چه قدمی دعوت می‌کند؟طراحی مسیر تبدیل و ارتباط بهتر
05

چطور از رقبا یاد بگیریم بدون اینکه کپی کنیم؟

_

الگو گرفتن با کپی کردن فرق دارد

الگو گرفتن یعنی بفهمیم چرا یک نوع محتوا، یک زاویه یا یک کانال برای مخاطب جواب داده است. کپی کردن یعنی همان عنوان، همان فرم، همان ادبیات یا همان مسیر را تکرار کنیم. در ظاهر، کپی کردن سریع‌تر است؛ اما در بلندمدت رسانه‌ی برند را بی‌هویت می‌کند. مخاطب اگر حس کند برند فقط نسخه‌ی ضعیف‌تر دیگران است، اعتماد و توجه کمتری می‌دهد.

برای یادگیری درست، باید پشت رفتار رقبا را ببینیم. اگر یک محتوای رقیب خوب واکنش گرفته، فقط عنوانش مهم نیست. باید بپرسیم چه مسئله‌ای را جواب داده، برای چه مخاطبی بوده، چه زاویه‌ای داشته، چه مثال‌هایی آورده، چه CTAای داشته و چرا برای مخاطب مهم شده است. بعد برند باید با تجربه و پیام خودش، پاسخ تازه‌تری بسازد.

زاویه‌ی اختصاصی برند را پیدا کنیم

هر برند باید از خودش بپرسد ما چه چیزی داریم که رقبا ندارند؟ تجربه‌ی خاص؟ نگاه تخصصی؟ داده‌ی داخلی؟ روش کار متفاوت؟ مشتریان خاص؟ لحن انسانی‌تر؟ جسارت در پاسخ به سوال‌های سخت؟ همین تفاوت‌ها می‌توانند زاویه‌ی اختصاصی محتوا را بسازند. تحلیل رقبا فقط برای دیدن دیگران نیست؛ برای پیدا کردن جایگاه خود برند هم هست.

06

تحلیل رقبا چطور به ایده‌پردازی و ستون‌های محتوایی وصل می‌شود؟

_

از مشاهده به ایده برسیم

بعد از تحلیل رقبا، باید مشاهدات را به ایده تبدیل کنیم. مثلاً اگر دیدیم رقبا درباره‌ی یک موضوع زیاد نوشته‌اند اما مثال واقعی کم آورده‌اند، می‌توانیم محتوایی مثال‌محور بسازیم. اگر دیدیم همه با لحن رسمی حرف می‌زنند، شاید فرصت لحن ساده‌تر و انسانی‌تر وجود داشته باشد. اگر دیدیم همه فقط محصول را معرفی می‌کنند، شاید محتوای آموزشی یا پاسخ به تردیدها خلأ مهمی باشد.

این مرحله باید به بانک ایده‌ی محتوا وصل شود. هر مشاهده از رقبا می‌تواند تبدیل به یک ایده، یک ستون محتوایی یا یک اصلاح در تقویم شود. مثلاً اگر بازار پر از محتوای آموزشی پایه است، شاید برند باید ستون تجربه‌ی واقعی و مطالعه‌ی موردی را پررنگ‌تر کند. اگر رقبا در تجربه‌ی مشتری ضعیف‌اند، شاید ستون اعتمادسازی و روایت پروژه‌ها فرصت خوبی باشد.

از ایده به تصمیم تقویمی

همه‌ی ایده‌هایی که از تحلیل رقبا به دست می‌آیند نباید بلافاصله وارد تقویم شوند. باید ببینیم کدام ایده به هدف رسانه‌ای فعلی نزدیک‌تر است، کدام با مخاطب اصلی هم‌خوان‌تر است، کدام با ظرفیت تیم قابل تولید است و کدام می‌تواند تمایز واقعی بسازد. تحلیل رقبا وقتی ارزش دارد که در نهایت به تصمیم تقویمی و برنامه‌ی تولید برسد.

07

اشتباهات رایج در تحلیل رقبا

_

تمرکز بیش از حد روی عددهای ظاهری

یکی از خطاهای رایج این است که فقط لایک، بازدید یا تعداد دنبال‌کننده‌ی رقبا را ببینیم. این عددها می‌توانند نشانه‌هایی بدهند، اما همیشه کیفیت اثر را نشان نمی‌دهند. ممکن است محتوایی زیاد دیده شود اما مخاطب نامرتبط جذب کند. ممکن است محتوایی بازدید متوسط داشته باشد اما تصمیم‌ساز باشد. تحلیل خوب باید هم عدد را ببیند، هم کیفیت پیام، کامنت‌ها، نوع مخاطب و ارتباط محتوا با هدف برند را.

کپی کردن تقویم یا لحن رقبا

اشتباه دوم، کپی کردن برنامه‌ی انتشار یا لحن رقباست. شاید رقیب روزانه محتوا منتشر کند، اما تیم شما چنین ظرفیتی نداشته باشد. شاید لحن صمیمی برای او جواب بدهد، اما برای جایگاه برند شما مناسب نباشد. تحلیل رقبا باید به تصمیم متناسب با برند خودتان برسد، نه تقلید از برنامه‌ی دیگران.

نادیده گرفتن رقبای رسانه‌ای

اشتباه سوم این است که فقط رقبای فروش بررسی شوند. گاهی مخاطب از یک رسانه‌ی آموزشی، یک متخصص شناخته‌شده، یک خبرنامه یا یک کانال تخصصی بیشتر اثر می‌گیرد تا از رقیب مستقیم شما. اگر این بازیگران دیده نشوند، تحلیل ناقص می‌ماند و برند فرصت‌های مهم رسانه‌ای را از دست می‌دهد.

08

خروجی یک تحلیل رقبا خوب چیست؟

_

یک گزارش کوتاه اما تصمیم‌ساز

خروجی تحلیل رقبا لازم نیست یک گزارش طولانی و سنگین باشد. مهم این است که تصمیم‌ساز باشد. گزارش خوب باید نشان دهد رقبای اصلی چه پیام‌هایی دارند، روی چه ستون‌هایی کار می‌کنند، کدام کانال‌ها را جدی گرفته‌اند، چه خلأهایی در بازار وجود دارد، برند ما کجا می‌تواند متفاوت‌تر باشد و چه ایده‌هایی ارزش ورود به بانک ایده یا تقویم را دارند.

بهتر است گزارش تحلیل رقبا به چند خروجی روشن برسد: فهرست خلأهای محتوایی، پیشنهاد ستون‌های محتوایی، ایده‌های اولویت‌دار، پیشنهاد لحن و فرم، کانال‌های مهم و نکاتی که باید از آن‌ها دوری کنیم. این خروجی‌ها مستقیماً به مقاله‌ی بعدی یعنی ستون‌های محتوایی و برنامه‌ی تولید محتوا وصل می‌شوند.

تحلیل رقبا یک کار یک‌باره نیست

بازار تغییر می‌کند، رقبا تغییر می‌کنند و رفتار مخاطب هم ثابت نمی‌ماند. بنابراین تحلیل رقبا باید در بازه‌های مشخص تکرار شود. لازم نیست هر ماه تحلیل سنگین انجام شود، اما رصد سبک و منظم می‌تواند به تیم کمک کند از تغییرات بازار عقب نماند. رسانه‌ی برند وقتی زنده می‌ماند که گوشش به بازار باز باشد.

جمع‌بندی

رقبا را ببینیم تا جای خودمان را بهتر پیدا کنیم

تحلیل رقبا در محتوا و رسانه برای این نیست که برند شبیه دیگران شود. هدف این است که بفهمیم بازار درباره‌ی چه چیزهایی حرف زده، مخاطب چه جواب‌هایی گرفته، چه موضوعاتی هنوز جا مانده و برند ما از چه زاویه‌ای می‌تواند مفیدتر و قابل‌اعتمادتر ظاهر شود. این تحلیل اگر درست انجام شود، به ایده‌پردازی، ستون‌های محتوایی و تقویم محتوا جهت می‌دهد.

در کوچینگ رسانه‌ای برند، تحلیل رقبا یکی از بخش‌های مهم فاز زیربناست. چون قبل از اینکه برنامه‌ی تولید بسازیم، باید محیط رسانه‌ای اطراف برند را فهمیم. برندی که رقبا را درست تحلیل می‌کند، نه کورکورانه تقلید می‌کند و نه بدون شناخت بازار تولید می‌کند؛ بلکه با آگاهی از فضای موجود، جایگاه رسانه‌ای خودش را دقیق‌تر می‌سازد.

پرسش‌های متداول

_

امکان درج دیدگاه بسته شده است