حالت هوش مصنوعی گوگل؛ قیف نمرده، فقط درِ ورودی جابه‌جا شده

نکات کلیدی

_
  • حالت هوش مصنوعی جستجوی پیش‌فرض نیست، یک انتخاب است؛ ورودی جدا دارد و کنار جستجوی معمولی زندگی می‌کند، پس مرگ جستجوی کلاسیک فعلاً حرف دقیقی نیست.
  • رفتار کاربر در این حالت متفاوت است: پرسش‌های سه برابر بلندتر، پیگیری‌های ماه‌به‌ماه رشدیابنده و یک‌ششم پرسش‌ها تصویری یا صوتی.
  • فن‌آوت مکانیزم پنهان ماجراست: یک پرسش شما به چندین جستجوی موازی تبدیل می‌شود، پس صفحه‌ای که برای یک کلمه نوشته شده، بخشی از این موج‌ها را از دست می‌دهد.
  • دو عدد معتبر با هم نمی‌خوانند: گوگل از یک میلیارد کاربر ماهانه می‌گوید، در حالی که داده‌های ترافیکی سهم ورود به این حالت را بسیار کوچک نشان می‌دهد؛ هر دو درست‌اند و اندازه‌گیری، مسئله‌ی اصلی است.
  • بازگشت سرمایه‌ی محتوا از کلیک به حضور منتقل شده است؛ نبود کلیک، به معنای نبود تأثیر نیست و برای همین باید معیارهای تازه‌ای ساخت.
۱

قیف مرده یا فقط درِ ورودی‌اش جابه‌جا شده؟

_

تصویر ذهنی همه‌ی ما از یک ساختمان، همان دری است که همیشه از آن وارد شده‌ایم. وقتی مشتری‌ها از یک مسیر می‌آمدند، ما همان مسیر را «قیف» نامیدیم: آگاهی، بررسی، تصمیم. حالا عده‌ای می‌گویند این ساختمان تخریب شده است. این حرف، دقیق نیست.

دقیق‌تر این است: درِ ورودی جابه‌جا شده و بخشی از رفت‌وآمد، داخل راهرویی انجام می‌شود که دوربین ندارد. ساختمان سر جایش است؛ مشتری همچنان می‌خرد. اما مسیری که قبلاً روی سایت شما ثبت می‌شد، حالا بخشی‌اش در گفتگو با هوش مصنوعی طی می‌شود و بی‌رد می‌ماند.

برای اینکه این تصمیم را از حد شعار بیرون بیاوریم، در بقیه‌ی مقاله سه سؤال را جدا بررسی می‌کنیم: چه چیزی تغییر کرده، چه چیزی تغییر نکرده، و چه چیزی هنوز معلوم نیست. جواب‌های این سه سؤال، تصمیم‌های کسب‌وکار شما را تعیین می‌کنند.

۲

حالت هوش مصنوعی گوگل دقیقاً چطور کار می‌کند؟

_

حالت هوش مصنوعی، یک موتور جستجوی جدا نیست؛ یک تجربه‌ی گفتگویی داخل خود جستجوی گوگل است. کاربر پرسشش را به زبان طبیعی می‌پرسد، می‌تواند ادامه بدهد، تصویر یا فایل ضمیمه کند، و در ازای آن یک پاسخ ساخته‌شده از چند منبع می‌گیرد. فهرست ده لینک کلاسیک در این تجربه جایی ندارد؛ به‌جایش چند استناد و یک جعبه‌ی گفتگو هست.

نکته‌های کاربردی:

  • پیش‌فرض نیست. جستجوی معمولی سر جایش است و حالت هوش مصنوعی به‌عنوان ورودی جدا کنارش می‌نشیند. پس «جایگزینی» فعلاً کامل نیست.
  • برای بازار فارسی فعال است. گوگل در گسترش‌های خود، فارسی و چند زبان منطقه‌ای دیگر را به فهرست زبان‌های پشتیبانی‌شده اضافه کرد؛ عدد کل به نزدیک صد زبان و پوشش جغرافیایی به بیش از دویست کشور و سرزمین رسیده است.
  • کیفیت تجربه، بسته به پروژه است. پشتیبانی زبان با کیفیت یکسان یکی نیست. برای موضوع‌های تخصصی و محتوای محلی، رفتار این حالت در فارسی هنوز کم‌اندازه‌گیری است و ما هم عدد دقیقی برایش نداریم.

اگر می‌خواهید جایگاه این قاب در کنار بقیه‌ی قاب‌های گوگل روشن باشد، در مقاله‌ی «AI Overviews گوگل؛ آینده‌ی کلیک‌های ارگانیک و راه بقا» تفاوت‌ها را جدا کرده‌ایم.

۳

فن‌آوت: یک پرسش، چندین جستجوی پنهان

_

اینجا مهم‌ترین بخش فنی ماجراست و بخشی که بیشتر تحلیل‌های سطحی از آن رد می‌شوند.

گوگل پرسش شما را همان‌طور که نوشته‌اید جستجو نمی‌کند. آن را به زیرپرسش‌های موازی می‌شکند، برای هرکدام جستجو می‌کند و بعد از تکه‌های متن چند صفحه، یک پاسخ می‌سازد. نام این مکانیزم فن‌آوت است. اندازه‌گیری‌های مستقل می‌گویند برای هر پرسش، معمولاً حدود هشت تا شانزده زیرپرسش ساخته می‌شود؛ در حالت‌های عمیق‌تر، بیشتر.

موضوعجستجوی کلاسیکحالت هوش مصنوعی
واحد بازیابییک پرسش، یک نتیجهیک پرسش، چند زیرپرسش موازی
سطح خواندن محتواکل صفحهتکه‌ی متن، همان بخش مربوط
چه چیزی می‌بینیدفهرست لینکیک پاسخ، با چند استناد
شفافیتمی‌دانید روی چه کلمه‌ای دیده شدیدزیرپرسش‌ها را نمی‌بینید
معیار بردرتبهحضور در پاسخ، در چند حلقه از پرسش

سه نتیجه‌ی عملی از این جدول:

  • صفحه‌ای که برای یک کلمه نوشته شده، فقط یک حلقه از موج‌ها را می‌گیرد. بقیه‌ی زیرپرسش‌ها به صفحه‌های دیگر می‌رسند.
  • تکه‌ی متن مهم است، نه حجم متن. اگر پاسختان به یک زیرپرسش در یک بند روشن و قابل‌نقل باشد، شانس ورود آن بند بالا می‌رود.
  • پوشش موضوعی بر هدف‌گیری تک‌کلمه‌ای اولویت دارد. یک صفحه که موضوع را کامل پوشش می‌دهد، در چند حلقه از پرسش حاضر است؛ یک صفحه‌ی تک‌کلمه‌ای، فقط در یکی.
۴

رفتاری که خود گوگل گزارش کرده است

_

گوگل سال اول این تجربه را با داده‌ی خودش گزارش کرد. این اعداد رسمی‌اند، چون از شرکت دیگری نقل نشده‌اند:

شاخصمقداری که گوگل اعلام کرده
کاربران ماهانه‌ی این حالتبیش از یک میلیارد
رشد پرسش‌هابیش از دو برابر شدن در هر فصل
طول میانگین پرسشحدود سه برابر جستجوی معمولی
رشد پیگیری‌هابیش از ۴۰ درصد ماه‌به‌ماه در بازار آمریکا
پرسش‌های برنامه‌ریزیحدود ۸۰ درصد سریع‌تر از میانگین رشد این حالت
سهم ورودی‌های تصویری و صوتیبیش از یکی از هر شش پرسش

خواندن این جدول ساده است، اگر یک چیز را کنار آن یادداشت کنید. این اعداد از خودِ محصول می‌آیند، نه از اندازه‌گیری مستقل رفتار کاربران. یعنی رشد را نشان می‌دهند، ولی حجم کل را نه.

پیام اصلی این جدول برای کسب‌وکار شما این است: کاربر در این تجربه «پرسش‌نویس» نیست، «توضیح‌دهنده» است. جمله‌های بلندتر، شرط و شروط بیشتر، و انتظار پاسخ مرحله‌به‌مرحله. محتوایی که فقط یک کلمه را جواب می‌دهد، با این سطح از انتظار جور نیست.

  • پیشنهاد ما به شما:
۵

دو عدد معتبر درباره‌ی حالت هوش مصنوعی که با هم نمی‌خوانند

_

اگر بخواهم در کل این مقاله یک بخش را بولد کنم، همین است. دو عدد درست وجود دارد که در نگاه اول یکدیگر را نقض می‌کنند:

  • سمت اول: گوگل از بیش از یک میلیارد کاربر ماهانه و رشد پرسش‌ها می‌گوید.
  • سمت دوم: اندازه‌گیری‌های ترافیکی نشان می‌دهد سهم ورود کاربران به این حالت، در برابر کل جستجوها، هنوز کسری از یک درصد است.

هر دو درست‌اند. تناقض از دو چیز می‌آید:

۱. دو چیز متفاوت می‌سنجند. یکی «چند نفر در ماه حداقل یک بار از این حالت استفاده کردند» است؛ دیگری «از هر صد جستجو، چند تا مستقیم وارد این حالت شد».

۲. مسیرها متفاوت‌اند. بخشی از کاربران از خود جستجوی کلاسیک به این حالت هدایت می‌شوند و در شمارش «ورود مستقیم» دیده نمی‌شوند.

و یک اختلاف روش دیگر هم روی میز است: تحلیل‌های کلیک‌استریم و آمار سرور، بخشی از بازدیدها را در گروهِ «مستقیم» یا در ابزارها به‌عنوان ترافیک ناشناس می‌بینند. چون وقتی کاربر از داخل یک گفتگو به سایت شما می‌رسد، ارجاع همیشه سالم منتقل نمی‌شود.

نتیجه‌ی صادقانه: امروز هیچ‌کس عدد دقیقی از سهم این حالت از بازار فارسی ندارد. هر کس با قاطعیت بگوید «فلان درصد»، دارد از داده جلو می‌زند. کاری که می‌توانید بکنید، اندازه‌گیری وضعیت خودتان است — و روشش در بخش ۱۱ می‌آید.

۶

چه چیزی واقعاً عوض شده است؟

_

سه تغییر را می‌توان با اطمینان گفت. هر سه هم در داده دیده می‌شوند:

اول، بخش بالای قیف فشرده شده است. کاربری که قبلاً برای فهمیدن یک موضوع، چهار صفحه را باز می‌کرد، حالا جواب خلاصه را همان‌جا می‌گیرد. این بخش از ترافیک، پیش از رسیدن به شما حل می‌شود.

دوم، مرحله‌ی مقایسه به داخل گفتگو منتقل شده است. جایی که قبلاً کاربر دو صفحه‌ی شما و رقیب را باز می‌کرد، حالا یک پرسش می‌پرسد و دو نام می‌شنود. یعنی بخشی از تصمیم‌گیری در جایی رخ می‌دهد که شما نه مالکش هستید و نه گزارشش را دارید.

سوم، انتساب خراب شده است. وقتی مشتری سه هفته با یک دستیار درباره‌ی نیازش حرف می‌زند و بعد بی‌واسطه به سایت شما می‌آید، در گزارش‌های شما «ورود مستقیم» ثبت می‌شود. اثر آن گفتگو وجود دارد، ولی ردی از آن نمی‌ماند.

اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم: تغییر اصلی این نیست که مشتری نمی‌آید؛ تغییر اصلی این است که مسیر آمدنش دیگر در گزارش شما نیست.

۷

چه چیزی عوض نشده است؟

_

همین‌قدر مهم است که ببینیم چه چیزی سر جایش مانده. این بخش، جلوی تصمیم‌های هیجانی را می‌گیرد.

  • کلیک هنوز می‌آید. بررسی‌های رفتاری نشان می‌دهد کاربران بعد از دیدن پاسخ هوش مصنوعی، برای تأیید سراغ جستجوی معمولی و سایت‌های رسمی می‌روند. نرخ کلیک پایین‌تر آمده، ولی صفر نشده است.
  • اعتماد، حرف اول را می‌زند. کاربر برای خرید جدی، فقط به یک پاسخ خلاصه تکیه نمی‌کند. برند آشنا، نمونه‌کار و نظر واقعی، همان‌قدر که بودند مهم‌اند.
  • رفتار جستجو در بازارهای محلی کندتر عوض می‌شود. عادت کاربر فارسی‌زبان، با همان سرعتی که در گزارش‌های انگلیسی‌زبان دیده می‌شود تغییر نمی‌کند؛ برای این بازار، ادعای دگرگونی کامل قابل دفاع نیست.
  • کیفیت محتوا همچنان تفاوت می‌سازد. اگر پاسخ شما بهتر از رقیب باشد، در یکی از حلقه‌های فن‌آوت بالاخره خوانده می‌شوید. این قاعده با هیچ به‌روزرسانی‌ای باطل نشده است.

پس «قیف مرده» شعار است. حرف درست‌تر: قیف دیگر خط‌کش نیست، حلقه است.

۸

از خط‌کش به حلقه‌ها: مدل تازه‌ی مسیر خرید

_

در مدل قدیم، مسیر یک خط بود و شما هر مرحله را جدا بهینه می‌کردید: محتوای آموزشی برای بالا، مقایسه برای میانه، صفحه‌ی خدمات برای پایین. در مدل تازه، این سه مرحله بیشتر شبیه سه حلقه‌ی هم‌پوشان‌اند و کاربر می‌تواند از هر جایی وارد شود.

مرحلهدر مدل قدیمدر مدل تازه
آگاهیمقاله‌ی آموزشی، ترافیک بالاپاسخ خلاصه در گفتگو، بدون ورود به سایت
بررسیمقایسه، نظرات، مطالعه‌ی سایتچند پرسش پیگیری در همان گفتگو
تصمیمصفحه‌ی خدمات، تماسجستجوی مستقیم نام برند و تماس

و یک نتیجه‌ی مهم: پیگیری، ویژگی اصلی این مدل است. کاربر در یک نشست چند پرسش می‌پرسد. یعنی هرچه محتوای شما دقیق‌تر به پرسش‌های بعدی هم جواب بدهد، شانس باقی‌ماندن در مسیر بیشتر است. سایتی که فقط به پرسش اول جواب می‌دهد، در این مسیر زود از بازی خارج می‌شود.

۹

چرا ساختار «یک کلمه، یک صفحه» شکست می‌خورد

_

بیشتر سایت‌هایی که امروز افت ترافیک اطلاعاتی را گزارش می‌کنند، یک ویژگی مشترک دارند: یک صفحه برای یک کلمه، بدون عمق.

این ساختار در جستجوی کلاسیک قابل‌دفاع بود، چون رقابت روی همان کلمه بود. در فن‌آوت، صفحه‌ی شما با زیرپرسش‌هایی روبه‌روست که در متنش جواب ندارند.

چهار اقدام عملی:

۱. فهرست زیرپرسش‌ها را بسازید. برای هر صفحه‌ی مهم‌تان، پنج تا هشت پرسش بنویسید که کاربر در ادامه‌ی همان موضوع می‌پرسد.

۲. جواب کوتاه را بالای هر بخش بگذارید. هر بند باید بتواند جدا خوانده شود و مستقل معنی بدهد.

۳. از پرسش‌های واقعی کاربر استفاده کنید. متن پرسش‌ها را از گفتگوهای پشتیبانی، پرسش‌های تکراری مشتریان و جستجوهای داخلی سایت خودتان بیرون بکشید، نه از حدس.

۴. هر صفحه را به یک موضوع گره بزنید، نه یک کلمه. ساختار خوشه‌ای و آدرس‌دهی داخلی منظم، همان چیزی است که باعث می‌شود چند صفحه‌ی شما هم‌زمان به یک پرسش بلند جواب بدهند.

۱۰

یک نمونه‌ی ایرانی: وقتی نیمی از مسیر دیده نمی‌شود

_

وضعیت شروع: یک مجموعه‌ی خدمات مشاوره‌ای. ترافیک ورودی از مقالات آموزشی در شش ماه حدود یک‌سوم افت کرده بود. مدیر فروش می‌گفت «قیف ما کوچک شده» و تیم سئو می‌گفت «الگوریتم عوض شده».

چیزی که در داده پیدا شد: سه چیز دیگر هم افت نکرده بود. اول، تماس‌های ورودی تقریباً ثابت مانده بودند. دوم، پرسش‌های برندی در جستجوی گوگل رشد کرده بودند. سوم، در گفتگوی اول با مشتری‌ها یک جمله‌ی مشترک شنیده می‌شد: «من با هوش مصنوعی مشورت کردم و بعد اسم شما را در گوگل جستجو کردم.»

تصمیم دوباره: سه کار انجام شد. اول، سنجش از «بازدید مقاله» به «تماس و پرسش برندی» منتقل شد. دوم، برای هر صفحه‌ی خدمت، پویای پنج تا هشت زیرپرسش ساخته شد و پاسخ هرکدام به‌صورت یک بند روشن به همان صفحه اضافه شد. سوم، به‌جای پاسخ‌دادن به پرسش «چرا کلاسیک کار نمی‌کند»، تمرکز روی تازه‌نگه‌داشتن محتوای اصلی و شفاف‌کردن هویت برند رفت.

نتیجه‌ی صادقانه: ترافیک به سطح قبلی برنگشت و برنمی‌گردد؛ آن بخش از بازار به شکل دیگری حل می‌شود. اما تماس‌ها ثابت ماندند و پرسش‌های برندی رشد کرد. درس اصلی هم این بود: بخشی از قیف، بیرون از سایت و دور از چشم ابزارهای ما در جریان است و کار درست، ساختن حضور در همان‌جاست، نه گریه بر آمار قدیم.

۱۱

چهار سیگنالی که ماهانه باید ببینید

_

اگر می‌خواهید بدانید این تغییر در کسب‌وکار شما چقدر جدی است، این چهار سیگنال را هر ماه ثبت کنید. همین چهار عدد، بیشتر از هر مقاله‌ای تصویر می‌سازد.

سیگنالاز کجا؟چه چیزی را می‌گوید؟
نمایش قاب‌های هوش مصنوعیگزارش عملکرد در سرچ کنسولچقدر در این محیط دیده می‌شوید
فاصله‌ی نمایش و کلیکهمان گزارش، کنار جستجوی وبچقدر از دیده‌شدن به بازدید تبدیل می‌شود
پرسش‌های برندیگزارش کلمات کلیدی، فیلتر نام برندآیا کاربر پس از گفتگو، شما را مستقیم می‌جوید
کیفیت تماس و سفارشسیستم فروش و پشتیبانیاینکه مسیر پنهان، مشتری واقعی می‌سازد یا نه

دو نکته:

  • وقتی کاربر از داخل یک گفتگو به سایت شما می‌آید، ممکن است در آمار «ورود مستقیم» ثبت شود. پس رشد ورود مستقیم را با رشد آگاهی برند مقایسه کنید، نه با نتیجه‌ی الگوریتم.
  • تماس‌ها و سفارش‌ها را به‌عنوان مبنا نگه دارید. هر عددی که به مشتری واقعی می‌رسد، از هر عدد نمایشی مهم‌تر است. گزارش‌های داخلی گوگل را باید مثل یک رادار بخوانید، نه مثل صندوق فروش.
۱۲

سه کاری که ارزش دارد و سه کاری که ندارد

_

کاری که ارزش دارد:

  • عمیق‌کردن صفحه‌های موجود. افزودن پاسخ زیرپرسش‌ها به صفحاتی که از قبل رتبه دارند، کم‌هزینه‌ترین کار با بیشترین بازده است.
  • شفاف‌کردن هویت برند. وقتی کسی بعد از گفتگو نام شما را جستجو می‌کند، باید در چند ثانیه بفهمد شما همانی هستید که می‌خواهد.
  • ثبت روند به‌جای بحث درباره‌ی مقادیر. یک برگه با چهار سیگنال بخش ۱۱، شش ماه بعد تصمیم‌های شما را عوض می‌کند.

کاری که ارزش ندارد:

  • بازنویسی همه‌ی سایت به سبک جدید. ساختاری که کار می‌کند را خراب نکنید؛ اصلاح هدفمند کافی است.
  • خرید ابزار گران قبل از داشتن روتین. اول بفهمید کدام سؤال را باید جواب بدهید، بعد ابزار بخرید.
  • تعطیل‌کردن سئو به بهانه‌ی تغییر بازی. همان زیرساختی که برای جستجوی کلاسیک ساخته‌اید — سرعت، ساختار، ایندکس، هویت روشن — پیش‌نیاز دیده‌شدن در این محیط تازه هم هست.
۱۳

جمع‌بندی و مسیر پیشنهادی ما

_

حالت هوش مصنوعی گوگل، واقعی است و رفتار کاربر را عوض کرده است؛ اما «مرگ قیف» نتیجه‌گیری درستی از داده‌ها نیست. آنچه عوض شده، مسیر رسیدن مشتری و قابلیت اندازه‌گیری آن است. مشتری همان مشتری است، با دو تفاوت: قبل از آمدن، بیشتر مشورت می‌کند و کمتر رد پا می‌گذارد.

برای همین، کار درست هم دو بخش دارد. بخش اول، همان اصول قدیمی با دقت بیشتر: محتوای عمیق، پاسخ روشن، هویت شفاف. بخش دوم، اندازه‌گیری تازه: چهار سیگنال ماهانه به‌جای بحث درباره‌ی کلیک‌های از دست‌رفته.

قدم اول این هفته قابل انجام است: برای دو صفحه‌ی اصلی سایت خودتان، پنج پرسش بنویسید که مشتری در ادامه می‌پرسد و ببینید کدامشان در متن شما جواب ندارد. همان‌ها، فهرست کار ماه آینده‌ی شماست.

اگر می‌خواهید این تصویر را در چارچوب کامل ببینید، مجموعه‌ی مقالات سئو در نقشه‌ی کل مسیر را نشان می‌دهد و در مقاله‌ی «چطور در پاسخ‌های ChatGPT و گوگل دیده شویم؟» روش عملی ساختن این حضور را آورده‌ایم. تیم ما هم در صفحه‌ی خدمات سئو می‌تواند این مسیر را برای کسب‌وکار شما طراحی و پایش کند.

۱۴

جمع‌بندی

حالت هوش مصنوعی گوگل و فن‌آوت، قواعد بازی را عوض کرده‌اند؛ اما قیف نمرده است. قیف فقط دیگر مسیر خطی و قابل‌اندازه‌گیری قبلی نیست: درِ ورودی جابه‌جا شده و بخشی از تصمیم‌گیری به گفتگوهای بی‌رد منتقل شده است. کار درست، نه انکار این تغییر است و نه تسلیم در برابر هیاهو؛ بلکه افزودن پاسخ پرسش‌های پیگیری به محتوای موجود، شفاف‌کردن هویت برند، و ساختن یک سیستم اندازه‌گیری واقع‌بینانه با چهار سیگنال روشن است.

قدم بعدی، همین هفته: برای دو صفحه‌ی اصلی سایت خودتان پنج پرسش پیگیری بنویسید و ببینید کدام‌شان بی‌جواب مانده. حالت هوش مصنوعی گوگل را وقتی می‌توانید مدیریت کنید که بدانید کدام بخش از پرسش‌های مشتری، امروز جواب ندارد.

آماده‌ای قدم بعدی را برداری؟ برای مشاوره رایگان با کارشناسان تنا مدیا در اپلیکیشن بله (@tana_pr) پیام بده یا از صفحه تماس با ما اقدام کن.

پرسش‌های متداول

_
  • پیشنهاد ما به شما:

امکان درج دیدگاه بسته شده است